صفحه ها
دسته
دوستان وبلاگي
منابع و ماخذ وبلاگ
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 328378
تعداد نوشته ها : 352
تعداد نظرات : 72
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
در سپیده‌دم یازدهم آبان ماه سال 1342 طیب حاج رضایی و برادرش اسماعیل را در میدان تیر عشرت‌آباد تهران تیرباران کردند. نام «طیب» با خاطرات و حوادث فراوانی قرین است. طیب را باید جزو آخرین افراد از سلسله عیاران و جوانمردان دانست که نسل‌شان در برهه‌ای ازتاریخ ایران رو به انقراض گذاشت. خاطره‌ای که می‌خوانید برای گرامی‌داشت این نام (طیب) انتخاب شده است. نمی‌دانم چه چیزی باعث شد که من هم جزو هواداران و یا به قول قدیمی‌ها جزء نوچه‌های طیب بُر بخورم. شاید به خاطر صفای قلبی او بود یا به خاطر این که مثل همه سردسته‌های آن زمان که برای خودشان برو و بیایی داشتند، مظلوم‌کُش نبود و با همه قدرت و قلندری‌ای که در محله‌های قدیمی تهران داشت می‌ترسید حق کسی را پایمال کند. قدیم‌ها اوضاع و احوال و اعتقادات مردم مثل حالا نبود. خدای نکرده اگر طیب می‌فهمید کسی بند ناموس مردم شده ، دمار از روزگارش در می‌آورد و طرف را از وسط سقف بازارچه آویزان می‌کرد. طیب ستون بازار بود. تو بازار صابون‌پزخانه و محله‌های باغ فردوس کسی نبود که طیب را نشناسد. شب عید که می‌شد «اکبر ابرام‌خان» و من و یکی دو تای دیگر از بچه‌ها را صدا می‌زد و می‌گفت: «شب عید است. ممکن است یکی دستش به دهانش نرسد. یکی - دوتا از بچه‌های محل را دیده‌ام که سر و وضع خوبی ندارند. ببریدشان پیش احمد خیاط. بگویید طیب خان گفته بهترین لباس را برای اینها بدوزد.» می‌دیدی، شب عید، سی - چهل نفر از بچه‌های کوچک محل، همه کت و شلوار نو به تن دارند. طیب خان می‌گفت: «شاید
اشاره: قیام 15 خرداد 1342 (12 محرم 1383 ق) را از نظر وسعت و خروش انقلابى مردم و نیز گستردگى جنایات حکومت شاه، مى‌‌توان نقطه آغازین انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمینى دانست. براى اطلاع از چند و چون راهپیمایى روز عاشوراى سال 1342 به سراغ برشى از خاطرات آقاى اسدالله بادامچیان که در بایگانى واحد تاریخ شفاهى دفتر ادبیات انقلاب اسلامى حوزه هنرى است رفتیم. او در آن زمان 22 سال سن داشت. ... براى این که زمینه براى برپایى راهپیمایى ایجاد شود، ما باید اعلان عمومى مى‌‌کردیم و از مردم مى‌‌خواستیم که در راهپیمایى شرکت کنند. بالطبع با این اعلان رژیم نیز آماده مى‌‌شد و از برگزارى آن ممانعت مى‌‌کرد. پس مصلحت نبود که اعلان عمومى کنیم. به این فکر افتادیم که هیات‌‌هاى دینى را جمع کنیم و یک مراسم هماهنگ و یک پارچه داشته باشیم. این کار حساسیت رژیم را برنمى‌‌انگیخت. احساس مى‌‌شد که مردم به طور معمول عزادارى دینى براى امام حسین (ع) مى‌‌کنند. با پیوستن توده‌‌هاى مردم به این برنامه نشان داده مى‌‌شد که چگونه یک کار سیاسى به متن دین مى‌‌آید. اگر رژیم در چنین وضعیتى و چنین روزى به مردم حمله مى‌‌کرد تاویل مى‌‌شد که رژیم به دستجات اباعبدالله الحسین (ع) حمله کرده است. ما محاسبه کرده بودیم که رژیم یکى از دو کار را خواهد کرد؛ یا حمله مى‌‌کند یا نمى‌‌کند. اگر به دسته‌‌هاى عزادار حمله کرد چنان مطرود و محکوم جامعه مى‌‌شود که هیچ نظیرى نخواهد داشت و این براى رسوایى رژیم و بیدارى مردم مفید است. در حالت دوم اگر حمله نکرد و جلوى راهپیمایى
10 فروردین 1357 (پنج شنبه)    ـ قیام مردم یزد       در روزهای نهم و دهم فروردین مردم یزد به تبعیت از رهبر انقلاب عید را تحریم کردند و برای بزرگداشت شهدای تبریز، خود را مهیا ساختند. در روز چهارشنبه 9 فروردین مردم بعد از مراسم به خیابان ریختند و با شعارهای درود بر خمینی و مرگ بر شاه به راه‌پیمایی پرداختند و روز پنج شنبه 10 فروردین به دعوت آیت‌الله صدوقی تعطیل عمومی اعلام گشت و مردم در مساجد گرد آمدند و بازگشت امام خمینی و آزادی زندانیان سیاسی و نابودی رژیم پهلوی را خواستار شدند و در خاتمه جلسه به خیابان آمدند اما با تمرکز قوای پلیس و ارتش مواجه شدند. تیراندازی آغاز شد و گروهی به شهادت رسیدند و عده زیادی مجروح گردیدند.    25 اردیبهشت 1357 (دوشنبه)   در پی اوج‌گیری تظاهرات و درگیریهای مردم با عوامل رژیم پهلوی ‎‎، دولت آموزگار به مأمورین نظامی و انتظامی در برابر آشوبها دستور شدت عمل داد.   15 خرداد 1357 (دوشنبه) به مناسبت سالگرد 15 خرداد در تهران و شهرستانها تعطیل و اعتصاب سراسری اعلام گردید.   30 تیر 1357 (جمعه) ـ تولد منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج)   مردم ایران برای نشان دادن نفرت خویش از رژیم پهلوی مراسم چراغانی و جشن شادی در این روز خجسته را تحریم کردند.    31 تیر 1357 (شنبه)   حجت‌الاسلام شیخ احمد کافی خطیب مشهور در اثر تصادف ساختگی بشهادت رسید.    21 مرداد 1357 (شنبه)   درگیری خونین در اصفهان و اعلام حکومت نظامی در این شهر که توسط فرماندار نظامی شهر به اجرا درآمد.    25 مرداد 1357 (چهارشنبه)   ـ اعلام حکومت نظامی توسط دولت آموزگار   &
يکشنبه بیست و نهم 10 1387
29 خرداد 1356 (یک شنبه)    دکتر علی شریعتی در خارج از کشور به وسیله ساواک رژیم پهلوی به شهادت رسید.    15 خرداد 1356 (شنبه) امیرعباس هویدا نخست وزیر 13 ساله رژیم پهلوی به دلیل فساد و عدم کارآیی دولتش استعفا نمود و جمشید آموزگار به عنوان نخست وزیر منصوب گردید.   1 آبان 1356 (یک شنبه)   ـ شهادت فرزند امام      حاج سیدمصطفی خمینی فرزند بزرگ امام خمینی در عراق به دست عوامل و مأمورین امنیتی ساواک رژیم پهلوی با همکاری رژیم بعث عراق به شهادت رسید.    17 دی 1356 (شنبه)   ـ مقاله روزنامه اطلاعات و توهین به امام خمینی      به مناسبت سالروز سیاه کشف حجاب مقاله‌ای تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم احمد رشیدی مطلق به چاپ رسید که در آن به روحانیت به ویژه آیت‌الله العظمی امام خمینی اهانت شده بود و نویسنده با وقاحت تمام ایشان را که تمام وجودش در خدمت اسلام و مردم بود مستقیما مورد اهانت قرار داده بود.    18 دی 1356 (یک شنبه)   ـ عکس‌العمل مردم برابر مقاله اطلاعات      موجی از خشم و نفرت سرتاسر ایران را فرا گرفت ولی در قم بلافاصله نتایج آن ظاهر گشت مدارس علمیه، منابر و نماز جماعت تعطیل گردید. مردم به طرف منزل آیات عظام حرکت کردند تا صدای اعتراض خود را وسعت بخشند. تعدادی از نسخ روزنامه اطلاعات پاره شد و تظاهرات اوج گرفت که با حمله پلیس به زد و خورد تبدیل شد و پس از مدتی پایان گرفت.    19 دی 1356 (دوشنبه)    ـ قیام خونین مردم قم       ق قرار طلاب همگی جلوی مدرسه علمیه خان و میدان آستانه جمع شدند و به سوی منزل
يکشنبه بیست و نهم 10 1387

7 دی 1353 (شنبه)
 
 آیت‌الله حسین غفاری در زندان رژیم پهلوی به شهادت رسیدند .

منبع :

http://dari.irib.ir

يکشنبه بیست و نهم 10 1387

شهید حسن طوسی

نام پدر: جعفر      

تولد: 1298 ـ لواسان ـ متاهل            

تحصیلات: بی‌سواد           

شغل: معمار        

محل شهادت: تهران                      

تاریخ شهادت: 15 خرداد 42       

به سال 1298 در لواسان دیده به جهان گشود. دوران کودکی را با بهره‌مندی از تربیتی اسلامی سپری ساخت و سپس برای امرار معاش وارد محیط کار شد و معماری را بعنوان حرفه برگزید. او انسان متدین و با ایمان بود و در جلسات مذهبی و عزاداریها شرکت می‌کرد. وقتی انقلاب اسلامی 15 خرداد به رهبری امام (ره) آغاز شد به امواج خروشان مردم پیوست و در تظاهرات آن روز شرکت کرد، سرانجام براثر گلوله یکی از جنایتکاران رژیم به شهادت رسید.    

روحش شاد

منبع :

http://www.15khordad42.com

شنبه بیست و هشتم 10 1387

شهید عباسعلی قراگوزلو

نام پدر: علی‌اکبر         

تولد: 1324 ـ تهران ـ  مجرد              

تحصیلات: ششم ابتدایی         

شغل: آزاد      

محل شهادت: تهران           

تاریخ شهادت: 17 خرداد 42             

مزار شهید: بهشت زهرا

به سال 1324 در تهران متولد شد. پس از گذراندن کودکی به درس خواندن پرداخت و تا ششم ابتدایی ادامه داد. آنگاه به بازار وارد شد و به برادرانش کمک کرد. سپس خود به طور مستقل مغازه‌ای تهیه نمود و به امرار معاش پرداخت. او در برپایی عزاداری امام حسین (ع) خیلی کوشا بود و به این جلسات کمک می‌کرد. سرانجام در تظاهرات مردمی روز 15/3/1342 هدف گلوله جنایتکاران رژیم قرار گرفت و دو روز بعد به شهادت رسید.

روحش شاد

منبع :

http://www.15khordad42.com

شنبه بیست و هشتم 10 1387

شهید مجتبی شجری

نام پدر: علی   

تولد: خوانسار ـ  مجرد           

تحصیلات: پنجم ابتدایی         

شغل: کارگر چاپخانه   

محل‌ شهادت: بازار                               

تاریخ شهادت: 15 خرداد 42             

مزار شهید: بهشت زهرا

در خوانسار متولد شد. دوران کودکی را با سختی سپری کرد و آن‌گاه به تحصیل پرداخت و تا پنجم ابتدایی درس خواند. آنگاه به تهران آمد و مقیم شد. سپس به استخدام چاپخانه درآمد و به عنوان کارگر مشغول به فعالیت شد. او از رژیم جنایتکار پهلوی متنفّر بود و به عناوین گوناگون این نارضایتی را اعلام می‌داشت. سرانجام در قیام خونین 15 خرداد 42 به هنگام گریز از دست جنایتکاران طاغوت هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.                       

روحش شاد

منبع :

http://www.15khordad42.com

شنبه بیست و هشتم 10 1387

شهید اسماعیل مهدویان

نام پدر: محمدباقر 

تولد: 1320 ـ رشت ـ  مجرد                       

تحصیلات: ششم ابتدایی     

شغل: کارگر        

محل شهادت: بازار ناصرخسرو                                   

تاریخ شهادت: 15 خرداد 42                       

مزار شهید: مفقودالجسد

به سال 1320 در رشت متولد شد. دوران کودکی را به سادگی سپری ساخت و سپس به تحصیل پرداخت و تا ششم ابتدایی ادامه داد. آنگاه به کار روی آورد و با سادگی و کارگری امرار معاش کرد. وقتی انقلاب اسلامی 15 خرداد به رهبری امام (ره) آغاز شد او از جمله کسانی بود که به مبارزه با رژیم قیام نمود، سرانجام براثر تیراندازی جنایتکاران رژیم پهلوی روز 15 خرداد 42 هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.                                 

روحش شاد

منبع :

http://www.15khordad42.com

شنبه بیست و هشتم 10 1387
سیدمحمدرضا آیت‌اللهیدوازدهم محرم بود. صبح نمازم را خواندم. هوا داشت روشن مى‌‌شد که از خانه آمدم بیرون. دوستى داشتم به نام «غلامحسین فریدنیا» که خانه‌‌اش روبه‌‌روى کوچه ما بود. خیابان شاه آن زمان و شهید غفارى فعلى . دیدم با دو سه نفر از همسایه‌‌ها ایستاده است کنار خیابان و حرف مى‌‌زند. مراکه دید دوید آمد این طرف و گفت: «مى‌‌دانى دیشب آقا را دستگیر کرده‌‌اند و برده‌‌اند تهران.» رفتیم پهلوى کسانى که آن طرف خیابان حرف مى‌‌زدند. آقاى «ابهرى» که کارمند بهدارى بود، گفت: «با یک فولکس واگن- آن طور که شنیده بود - آقارا برده‌‌اند تا خیابان و بعد هم سوار ماشین دیگرى کرده‌‌اند و رفته‌‌اند تهران.» کمى که گذشت صداى «حسین حسین» شنیدم. ازطرف صحن بود. آمدم خانه و به برادر بزرگترم، محمدهادى گفتم. قرارگذاشتیم بدون این که اهل خانه متوجه شوند برویم طرف صحن. باید به مدرسه مى‌‌رفتم. آن روزها در قم کلاس اول دبیرستان بودم و عضو پیش‌‌آهنگى مدرسه، ولى یادم نمى‌‌آید چرا آن روزمدرسه ماتعطیل بود. ازآشپزخانه دوچاقوى بزرگ برداشتیم و پنهانى در حال خارج شدن بودیم که مادر فهمید. اصرار از ما و انکار از او. نگذاشت. در همین بین یکى از همسایه‌‌ها خبر آورد که تعدادى از مردم به طرف خیابان ما مى‌‌آیند. این بار همگى از خانه بیرون آمدیم. پدر ما آن موقع تهران بود. به سر خیابان که رسیدیم، ابتداى جمعیت رسیده بود به خیابان شاه . شعارى که بیشتر از همه شنیده مى‌‌شد «یامرگ یا
X